توضیحات درس 6 علوم پنجم ابتدایی : چه خبر (1)

 

 

 

 

در این درس دانش آموزان با ساختار ساده چشم وگوش آشنا می شوند . بخش های قابل مشاهده چشم وگوش را مشاهده می کنند و در باره کار این بخش ها و نقش آنها در دیدن و شنیدن ، فعالیت انجام می دهند و به طور خلاصه چگونگی دیدن و شنیدن را می آموزند .

 

آنها با استفاده از شکل های کتاب در باره حفظ سلامت چشم وگوش گفت و گو می کنند و راه های مراقبت از این اندام ها را با جمع آوری اطلاعات می آموزند .

 

پیامد درس :

 

هنگام انجام فعالیت های مختلف مانند مطالعه ، کار با رایانه ، گوش کردن به موسیقی و . . . برای مراقبت از چشم ها وگوش هایشان به درستی عمل می کنند .

 

 

 

 

انتظار می رود پس از پایان این درس ، دانش آموزان بدانند :

 

 

اهداف( حقایق )  :

 

بخش رنگی چشم ، عنبیه است که در وسط آن مردمک قرار دارد .

 

روی عنبیه بخش شفاف قرنیه قرار گرفته است

 

مردمک ، نور ورودی به چشم را تنظیم می کند .

 

در چشم طبیعی ، عدسی چشم تصویر اجسام را روی پرده شبکیه تشکیل می دهد .

 

لاله ی گوش صداها را جمع آوری می کند .

 

پرده ی گوش با برخورد صدا می لرزد و استخوانچه های گوش را می لرزاند .

 

ماده ی چرب گوش از آن محافظت می کند .

 

پرهیز از صداهای بلند و فرو نکردن اجسام درون گوش به سلامت آن کمک می کند .

 

بخش حلزونی گوش از طریق عصب شنوایی به مغز پیام می فرستد .

 

با استفاده از عینک و سمعک می توان به طور طبیعی اجسام را دید و صداها را شنید .

 

 


  توضیحات درس ششم : چه خبر (1)

 

  

جهت مطالعه همکاران

 

مراحل دیدن اشیا اطراف محیطمان

 

در قسمت جلوی کره چشم یک پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمک به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبکیه متمرکز می کند . در شبکیه سلّول های ویژه ای قرار دارند که نور را دریافت می کنند و از طریق عصب بینایی به مغز پیام می فرستند. به این ترتیب، ما اجسام را می بینیم و رنگ و شکل آن ها را تشخیص می دهیم.

 

 

دوربینی (Hyperopia) و نزدیک بینی (Myopia)

 

چشم طبیعی با عمل تطابق می‌تواند اشیا را از فاصله خیلی دور یا به اصطلاح از بینهایت فیزیکی (دورترین فاصله دید) تا فاصله 25 سانتیمتری (نزدیکترین فاصله دید) ، بطور وضوح ببینید. ولی چشم بعضی از اشخاص احتمالا به علت کوچک بودن یا بزرگ بودن کره چشم به حالت طبیعی نمی‌تواند بین این دو حد تطابق کند. در نتیجه معمولا دو عیب دوربینی و نزدیک بینی در چشم پیدا می‌شود.

 

اینک شخص دوربینی را در نظر بگیریم که اشیا را می‌تواند ببیند، ولی نزدیکترین فاصله دید او از 25 سانتیمتر بیشتر است. بنابراین ، در چشم شخص دور بین تصویر اشیا نزدیک پشت پرده شبکیه تشکیل می‌شود. و عدسی چشم نمی‌تواند با عمل تطابق تصویر آنها را روی این پرده بیندازد. در نتیجه این اشیا تار دیده می‌شوند. برای اصلاح این عیب باید عدسی چشم را با یک عدسی همگرا ، که معمولا به صورت عینک بکار می‌رود تقویت کرد تا پرتوهای گسیل شده از شی را پیش از رسیدن به چشم طوری بهم نزدیک کند که پس از گذشتن از عدسی چشم ، درست بر روی پرده شبکیه تصویر شی را تشکیل دهند. در این صورت چنین به نظر می‌رسد که پرتوها از نزدیکترین نقطه دید چشم ، به سوی آن گسیل می‌شوند.

 

در حالت نزدیک بینی ، کره چشم احتمالا بزرگتر از حالت طبیعی است. درچشم افراد نزدیک بین تصویر اشیایی که در فاصله خیلی دور از چشم قرار دارند، جلوی پرده شبکیه تشکیل می‌شود.برای اصلاح عیب نزدیک بینی و دیدن اشیای دور از عدسیهای واگرا ، معمولا به صورت عینک ، استفاده می‌شود. این عدسیها پرتوهای موازی گسیل شده از اشیای دور را پیش از ورود به چشم از هم دور می‌کنند، بطوری که پس از عبور از عدسی چشم ، تصویر این اشیا درست روی پرده شبکیه تشکیل می‌شود.

 

 

 

 

 

 

عدسی همگرا (Converging lens ) و عدسی واگرا (Diverginglens)

 

عدسی همگرا(محدب) گونه‌ای از عدسی است که پرتوهای تابیده شده به رویه ی خود را در سمت دیگر خود در نقطه‌ای به نام نقطه کانونی متمرکز نموده و پدیده همگرایی نور را باعث می‌شود.

 

دو لبه ی بالایی و پایینی این عدسی‌ها نازک، و میانه ی آنها پهن‌تر است. عدسی واگرا وارونه ی عدسی محدب کار می‌کند.

 

عدسی واگرا(مقعر) گونه‌ای عدسی است که پرتوهای تابیده شده به رویه ی خود را در همان سمت در نقطه‌ای به نام نقطه کانونی بازتاب داده و سپس در سمت دیگر عدسی، آنها را از هم می‌پراکند و پدیده واگرایی نور روی می‌دهد.

 

دو لبه بالایی و پایینی عدسی واگرا(مقعر)، پهن تر و میانه ی آن باریک‌تر است. عدسی مقعر وارونه ی عدسی محدب کار می‌کند.

 

 

 

ساختمان چشم

 

پلک (Eyelids )

 

وقتی جسم نوک تیزی به چشم ما نزدیک می شود ما بی اختیار پلک ها را می بندیم. پلک ها از جنس پوست و عضلات زیر پوستی هستند که وظیفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل یک صافی از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگیری می کنند. خود پلک ها دو وظیفه مهم دارند: اول آنکه مثل یک دیوار دفاعی جلوی قسمت عمده ای از کره چشم را می گیرند و از کره چشم محافظت می کنند، دوم آنکه پلک ها هر 5 تا 10 ثانیه یک بار باز و بسته می شوند که این امر به شسته شدن میکروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم کمک می کنند و در حقیقت سطح چشم را جارو می کند. به علاوه باز و بسته شدن پلک ها به توزیع یکنواخت اشک بر روی کره چشم کمک می کند.

 

ملتحمه (conjunvtiva )

 

ملتحمه یک لایه شفاف محافظ است که سطح داخلی پلک ها و روی سفیدی کره چشم را می پوشاند. در ملتحمه رگ های خونی و گلبول های سفید به مقدار زیادی وجود دارد. این رگ ها و سلول های دفاعی تا حد زیادی از ورود میکروب ها و عوامل بیماری زا به قسمت های عمقی چشم جلوگیری می کند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه می دارد و در حقیقت سطح چشم را روغنکاری می کند که این امر باعث آسان تر شدن حرکات چشم در جهات مختلف می شود.

 

 قرنیه (cornea )

قرنیه چشم را می توان به شیشه پنجره تشبیه کرد. همانطور که اگر شیشه پنجره کثیف باشد اشیاء بیرون تار دیده می شوند، اگر بر روی قرنیه کسی لکه یا کدورتی وجود داشته باشد فرد اشیاء را تار می بیند. به علاوه همانطور که از پشت یک شیشه موجدار یا مشجر اشیاء کج و کوله و ناصاف دیده می شوند. در صورتی که سطح قرنیه ناهموار باشد اشیاء ناصاف و تار دیده می شوند.قرنیه افراد نقش مهمی در تعیین دوربینی یا نزدیک بینی یا شماره چشم افراد دارد. به همین علت اکثر روش های جراحی برای اصلاح دید و شماره عینک روی این بخش از چشم انجام می گیرد.

 

 

 

 عنبیه(iris )

عنبیه بخش رنگی پشت قرنیه است که رنگ چشم افراد را تعیین می کند. رنگ این بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبی و سبز تا عسلی و قهوه ای تغییر می کند.

 

 

  

مردمک (pupil )

در وسط عنبیه سوراخی به نام مردمک وجود دارد که مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می کند.وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمک تنگ می شود تا مقدار نور کمتری وارد چشم شود. به همین صورت وقتی چشم در محیط کم نور قرار می گیرد مردمک گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود.

 

 

 

 اتاق خلفی

Posterior chamber

فضای کوچکی مابین عدسی دوعنبیه واقع شده است . مایع زلالیه دراتاق خلفی توسط جسم مژگانی تولیدمیشود . مایع زلالیه ازاتاق خلفی توسط مردمک به اتاق قدامی جریان می یابد

اتاق قدامی

Anterior chamber

اتاق قدامی فضای کوچکی است که بین قرنیه و عنبیه قرار دارد. در این فضا مایعی به نام زلالیه جریان دارد که به شستشو و تغذیه بافت های داخل چشم کمک می کند. بالا رفتن فشار چشم به پرده شبکیه و عصب بینایی آسیب می زند و باعث بیماری آب سیاه یا گلوکوم می شود.

 

 عدسی (Lens )

عدسی یک ساختمان شفاف در پشت عنبیه است که در متمرکز کردن دقیق پرتوهای نور بر روی شبکیه به قرنیه کمک می کند. ضخامت عدسی چشم در شرایط مختلف تغییر می کند و بسته به آنکه شیء مورد نظر در چه فاصله ای از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسی کم و زیاد می شود.در حدود سن 40 سالگی قدرت تغییر شکل عدسی آنقدر کم می شود ( عینک مطالعه نیاز است) به این حالت ، پیر چشمی گفته می شود. با گذشت زمان کدورت عدسی هم زاید می شود این کدورت عدسی را اصطلاحاً آب مروارید یا کاتاراکت می گویند.

 

 

 زلالیه  (Aqueous humour  )

زلالیه مایع شفافی است که فضای جلوی عدسی را پر می‌کند. زلالیه از مویرگ‌ها ترشح می‌شود و مواد غذایی و اکسیژن را برای عدسی و قرنیه فراهم می‌کند و مواد دفعی را نیز جمع‌آوری کرده و از طریق خون دفع می‌کند. این مایع که گرانروی بسیار کمی دارد، به طور دائم (حدوداً هر سه ساعت) تصفیه و تجدید می‌شود.

 

زلالیه همراه با زجاجیه فشار درونی چشم را ثابت نگاه می‌دارند و شکل کره‌ای چشم را حفظ می‌کنند. در صورتی که در تصفیهٔ زلالیه اختلال به وجود بیاید و مایع به همان سرعتی که ترشح می‌شود بازجذب نشود، فشار چشم افزایش یافته و فرد دچار آب سیاه می‌شود که ممکن است به کوری منجر شود.

۹۹٫۶٪ زلالیه را آب تشکیل می‌دهد. علاوه بر آن، ویتامین C، گلوکز، اسید لاکتیک، سدیم و کلر؛ و نیز مقدار کمی پروتئین و اسید آمینه در زلالیه وجود دارد.

 

 

 

  

زجاجیه (Vitreous humour  )

 

زجاجیه مایع ژله مانند شفافی است که داخل کره چشم را پر می کند و به آن شکل می دهد. زجاجیه از پشت عدسی تا روی پرده شبکیه وجود دارد. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجیه تغییر می کند و در بعضی جاها حالت آبکی پیدا می کند. در این حال بعضی قسمت های زجاجیه شفافیت خود را از دست داده و سایه ای روی پرده شبکیه می اندازند که فرد آن را به صورت اجسام شناور کوچکی می بیند که مثل مگس در میدان بینایی بالا و پایین می روند. این حالت اصطلاحاً مگس پران گفته می شود.

 

 

 

 

شبکیه (Retina )

 

شبکیه یک پرده نازک حساس به نور (شبیه فیلم عکاسی) است که در عقب کره چشم قرار دارد. پرتوهای نوری که به شبکیه برخورد می کنند به پیام های عصبی تبدیل می شوند که از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و در مغز تفسیر می شوند

 

 

 

 

 

 

مشیمیه (  choroid )

 

مشیمیه پرده نازک سیاه رنگی است که دور شبکیه را احاطه کرده است. این پرده تعداد زیادی رگ های خونی دارد که مواد غذایی را به بخش هایی از شبکیه می رساند. به علاوه سلول های این لایه حاوی تعداد زیادی رنگ دانه سیاه ملانین است که رنگ سیاهی به این بخش از چشم می دهد. وجود رنگ سیاه مانع از انعکاس نورهای اضافی در داخل کره چشم می شود و به تشکیل تصویر واضحتر کمک می کند.

 

 

 

 

صلبیه (sclera )

 

صلبیه بخش سفید رنگ نسبتاً محکمی است که دورتا دور کره چشم به جز قرنیه را می پوشاند و از ساختمان های داخل کره چشم محافظت می کند. این بخش از چشم اثر مستقیمی در فرایند بینایی ندارد و در واقع مثل یک اسکلت خارجی از کره چشم محافظت می کند.

 

 

عصب بینایی ( optic nerve )

 

عصب بینایی که رابط کره چشم و مغز می باشد از عقب کره چشم خارج می شود و از طریق سوراخی در استخوان پروانه ای جمجمه به مغز می رسد. این عصب پیام های بینایی را به مغز ارسال می کند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند.

 

 

 

 

 

 

عضلات چشم ( ماهیچه های چشم) (Eyemuscles)

 

برای آنکه ما بتوانیم اشیاء را در جهات مختلف ببینیم لازم است بتوانیم چشم را در جهات مختلف بالا، پایین، چپ و راست بچرخانیم. حرکات کره چشم در هر چشم به وسیله 6 عضله کوچک که به اطراف کره چشم می چسبد کنترل می شود. بیماری این عضلات و یا عدم هماهنگی آن ها می تواند به انحراف چشم یا لوچی منجر شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گوش

 

مقدمه

 

گوشهای ما مسئول دو حس حیاتی اما کاملا متفاوت هستند: شنوایی و تعادل. صداهای تشخیص داده شده از طریق گوشها ، اطلاعات اساسی را درباره محیط خارجی به ما می‌دهند و به ما اجازه می‌دهند با روشهای پیچیده‌ای چون گفتار و موسیقی ارتباط برقرار کنیم. علاوه بر این گوشها در حس تعادل ما نیز سهم دارند. درک ناخود آگاه وضعیت بدن در فضا به ما اجازه می‌دهد تا بایستیم و حرکت کنیم بدون آنکه زمین بخوریم.

 

 

 

گوش دارای اندامهای مجزای شنوایی و تعادل است که صداهای دنیای اطرافمان و اطلاعات درونی درباره وضعیت و حرکتمان را تشخیص می‌دهد. ساختمانهای حسی داخل گوش ، اشکال متفاوت اطلاعات را به صورت ایمپالسهای عصبی برگردانده تا از طریق اعصاب به قسمتهای مختلف مغز ، جایی که اطلاعات تجزیه و تحلیل می‌شوند، فرستاده شوند. توانایی ما در تفسیر اصوات و استفاده از اطلاعات ، درباره تعادل در زمان نوزادی و کودکی شکل می‌گیرد.

 

 

 

کیفیت صوت

 

در واقع صوت ارتعاش مولکولها در هوای اطراف ماست. درجه بلندی (Pitch) یک صدا (میزان بم یا زیر بودن) ویژگی‌ای از امواج صوت می‌باشد که فرکانس (تواتر) نامیده می‌شود. فرکانس تعداد ارتعاش در هر ثانیه است و در واحدهایی به نام Hertz سنجیده می‌شود. هر چقدر فرکانس بالاتر باشد صدا زیرتر است. شدت و قدرت یک صدا به نیروی امواج صوتی بستگی دارد که در واحدهایی به نام دسی بل (Decibel) اندازه‌گیری می‌شود . با هر ١٠ دسی بل افزایش در قدرت صدایی به بلندی دو برابر شنیده می‌شود، بنابراین صدایی با ٩٠ دسی بل دو برابر قویتر از صدایی با ٨٠ دسی بل است.

 

 

 

مکالمه بطور معمول در حدود ۶٠ دسی بل است صدایی تقریبی ترافیک معمولا در حدود ٨٠ دسی بل می‌باشد. قرار گرفتن در معرض صدای بالاتر از ١٢٠ دسی بل حتی برای مدتی کوتاه می‌تواند به شنوایی ما آسیب برساند.میزان توانایی ما در تجزیه صداهای مرکب مثل موسیقی و اینکه یک صدا چقدر بلند باشد تا قادر به شنیدن آن باشیم با یکدیگر متفاوت است. گوش انسان بطور معمول قادر است صداهایی با فرکانسهای بین ٢٠٠٠٠ - ٣٠ هرتز را تشخیص دهد، اما توانایی شنیدن صداهای فرکانس بالا با افزایش سن ، کاهش می‌یابد. حیواناتی مثل خفاش (bat) و سگ می‌توانند صداهایی با فرکانس های بالاتر از حد طبیعی شنوایی انسان را بشنوند.

 

 

 

مکانیسم شنوایی

 

امواج صوتی از طریق هوا منتقل می شوند. این امواج وارد مجرای گوش شده و سپس سبب ارتعاش پرده گوش می شوند. ارتعاشات از پرده گوش به استخوانچه های گوش میانی منتقل می شود و از طریق آنها به عصب شنوائی درگوش داخلی منتقل می شود. در اینجا، ارتعاشات تبدیل به پیامهای عصبی شده و به مغز منتقل می شوند. مغز این پیامها را به عنوان صوت تفسیر می کند. (موزیک، صدا، بوق ماشین و غیره)

 

 

 

تعادل و حرکت

 

پشت پرده گوش ، گوش میانی قرار دارد که از هوا پر شده و دارای سه استخوان ظریف می‌باشد که استخوانهای شنوایی نامیده می‌شوند. چکشی(malleus) ، سندانی (incus) و رکابی (stapes). این استخوانها ارتعاش پرده را به غشا دریچه بیضی که جدا کننده گوش میانی از گوش داخلی است ، منتقل می کنند. در گوش داخلی که پر از مایع می‌باشد حلزون قرار دارد که دارای گیرنده حسی برای شنوایی و ساختمانهای دیگری برای حرکت و تعادل است.

 

در تعادل و حرکت گوشها دارای این عملکرد هستند: آگاهی از موقعیت سر و تشخیص چرخش و حرکت سردر تمامی جهات. مغز اطلاعات گوشها را با اطلاعات حاصل از گیرنده‌های موقعیت در عضلات ، تاندونها و مفاصل و اطلاعات بینایی بدست آمده از چشمها ترکیب می‌کند. ترکیب این اطلاعات باهم ما را قادر می‌سازد تا بدون از دست دادن تعادل در جهات مختلف حرکت کنیم

 

توانایی ایستادن صاف و راه رفتن بدون آنکه بیفتیم به حس تعادل ما بستگی دارد. ساختمانهایی در گوش داخلی مثل دستگاه وسیتبولار (دهلیزی) شناخته شده‌اند که با تعیین وضعیت و حرکت سر در ایجاد تعادل نقش دارند. دستگاه وستیبولار از سه مجرای نیم دایره و دو دهلیز ساخته شده است. حرکت سر بوسیله سلولهای مویی در ساختمانهایی در مجاری نیم دایره که کریستا (cristae) نامیده می‌شوند و دو ساختمان در دهلیز که ماکولا (maculae) نامیده می‌شوند تشخیص داده می‌شود. حرکات چرخشی سر بوسیله کریستا که در مجاری نیم دایره قرار دارند تشخیص داده می‌شوند. بنابراین حرکت سر در هر جهتی بوسیله حداقل یک مجرا تشخیص داده می‌شود. این اطلاعات باعث حفظ تعادل و ثبات بینایی هنگام حرکت سر می‌شود.

 

حرکت خطی و وضعیت ایستا(ساکن static )

 

دو ماکولای درون و ستیبول در گوش داخلی حرکت خطی را حس می‌کنند. به عنوان مثال هنگام مسافرت با ماشین یا استفاده از آسانسور موقعیت سر به نیروی جاذبه بستگی دارد. تشخیص موقعیت سر در ارتباط با جاذبه به ما کمک می‌کند. به عنوان مثال ، هنگامی که درون آب عمیق شیرجه می‌زنیم به ما می‌فهماند از چه جهتی به سطح آب بیاییم.

 

 

 

راههای ارتباطی

 

اگر چه گوشها به ظاهر ساختمانهای مجزایی دارند، آنها مستقیما با بینی و حلق ارتباط دارند. قسمت قابل رویت گوش ، لاله گوش (pinna) با مجرای گوش مرتبط است که در انتهای آن پرده گوش (eardrum) قرار دارد. پشت این پرده ، گوش میانی است که یک فضای پر از هواست که از طریق مجرایی به نام شیپور استاش (Eustachian tube) با حفره پر پشت بینی و حلق مرتبط می‌باشد . این مجرا مسوول ایجاد فشار مشابه در هر دو طرف پرده است. ساختمان گوش داخلی در عمق جمجمه قرار گرفته و حاوی اندامهای حسی برای صدا و تعادل می‌باشد.

 

 

 

آناتومی گوش

 

دیدکلی

 

گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. امواج صوتیمراحل مختلفی را درون گوش طی می‌کنند تا بهاعصاب شنوایی تبدیل شوند. هر کدام از اجزای گوش درونی را این امواج تاثیر گذاشته(تقویت، جمع آوری ، تغییر فرکانس ، انتقال و...) و به اعصاب شنوایی می‌رسند. ساختمان گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است.

 

گوش خارجی

 

گوش خارجیامواج صوتی را جمع آوری و متمرکز می‌سازد و از دو قسمت تشکیل شده است.

 

لاله گوش

 

لاله گوش در غالب حیوانات متحرک است، و برای جمع کردن و هدایتامواج صوتی و تشخیص جهت صدا بکار می‌رود، ممکن است به طرف منبع صورت متوجه شود. درانسان لاله گوش بی‌حرکت است ولی تا اندازه‌ای جهت صوت را می‌تواند تشخیص دهد.

 

مجرای گوش خارجی

 

مجرای گوش خارجی لوله‌ایست که تقریبا 2 تا 3 سانتیمتر طول دارد و در حدود یک سانتیمتر مکعب حجم دارد و بهپرده صماخ ختم می‌شود. ارتعاشات صوتی تا قسمت انتهایی این لوله بوسیله هوا منتقل شده، پس از آن بوسیله محیط هایجامد ومایع بهگوش میانی انتشار می‌یابد.

 

پرده صماخ

 

پرده صماخ غشایی است که بوسیله اصوات با فرکانسهای مختلف مرتعش می‌شود. درجه کشش آن از محیط به طرف مرکز تدریجا زیاد شده و به همین علت است که هر قسمت از این پرده بوسیلهفرکانس معینی مرتعش می‌شود.


 

 

 

گوش میانی

 

گوش میانی امواج را تقویت و منتقل می‌کند. گوش میانی در حفره استخوانی موسوم بهصندوق تمپان (Caisse De Tympan) قرار دارد و بوسیله شیپور استاش (Trompand Eustache) بهحلقمی‌رسد. ارتعاشات هوا که از گوش خارجی به پرده صماخ می‌رسد بوسیله چهار استخوان کوچک که یکی پس از دیگری متکی بهم مفصل شده است، به گوش داخلی منتقل می‌گردد. این چهار استخوان بر حسب شکلی که دارند شامل چکشی ، سندانی ، عدسی و رکابی است. وظیفه آنها کم کردن دامنه ارتعاشات و در نتیجه افزایش تغییرات فشار است.

 

img/daneshnameh_up/7/74/ear.1.JPG

 

پنجره بیضی

 

استخوان چکشی به پرده صماخ و استخوان رکابی به پنجره بیضی (Ovale) ختم می‌شود که سطح آن 4 مرتبه از پرده صماخ کوچکتر است. چون سطح صماخ 14مرتبه از سطح بیضی بزرگتر است لذا فشار در پنجره بیضی 14 مرتبه زیاد می‌گردد. این بهترین وسیله‌ای است که می‌توان انرژی ارتعاشی یک محیط با وزن مخصوص کم را (هوا) به محیطی با وزن مخصوص زیاد منتقل نمود.

 

پنجره گرد

 

در گوش میانی ، پنجره دیگری وجود دارد که به پنجره گرد (Round) مرسوم است. پنجره گرد و پنجره بیضی حد فاصل بین گوش داخلی و میانی است. پنجره بیضی ارتعاشاتی را که به پرده صماخ می‌رسد از طریق استخوانهای گوش میانی به گوش داخلی منتقل می‌کند و پنجره گرد سبب می‌شود مایع گوش داخلی که در محفظه غیر قابل ارتعاشیقرار دارد، بتواند مرتعش شود.

 




 

 

 

گوش داخلی

 

گوش داخلی امواج منتقل شده از گوش میانی را دریافت و آن را به امواج شنوایی تبدیل می‌کند. گوش داخلی اصلی‌ترین قسمت گوش است و از چندین قسمت تشکیل شده است.

 

  • مجاری نیم حلقوی:در ساختمان گوش سه مجرای نیم حلقوی واقع شده است که برای حفظ تعادل بدن در فضا بکار می‌رود و در امر شنیدن تاثیر ندارد.

  • کیسه اوتریکول و ساکول:مجاری نیم حلقوی بالای کیسه‌ای بنام اوتریکول قرار گرفته‌اند (Utricule) ، که بوسیله مجرایی به یک کیسه کوچکتر مرسوم به ساکول (Saccule) وصل می‌شود.

    img/daneshnameh_up/1/17/ear.2.JPG

    حلزون

    در زیر مجاری نیم حلقوی ، حلزون (Limacon) قرار گرفته که حفره‌ای پیچیده به شکل حلزون است و بوسیله دریچه بیضی به گوش میانی مربوط می‌شود. تعدادحلقه‌های این مارپیچ 2.5 ، طولش 38 میلیمتر و قطر قاعده آن در حدود 3.3 میلیمتراست. حلزون از مایعی پر شده و بوسیله دو پنجره بوسیله غشای مسدود به صندوق تمپان ارتباط دارد. یکی پنجره بیضی که ارتعاشات را دریافت می‌کند و دیگری پنجره گرد بوده و عمل آن این است که به مایعی که در حلزون قرار دارد، امکان ارتعاش می‌دهد.

 

  • مجرای حلزونی:در وسط حلزون مجرای حلزونی قرار دارد که به ساکول معروف است.

غشا بازیلر:حفره حلزون بوسیله جدارطولی به نام غشا بازیلر به دو قسمت تقسیم می‌شود.

 

اندام کورتی

روی غشا بازیلر مجموعه‌ای مرسوم بهاندام کورتی (Corti) یا عضو کورتی قرار گرفته است. تعداد اندام کورتی از قاعده حلزون به طرف راس آن بتدریج افزایش می‌یابد.

تونل کورتی

عضو کورتی از یک سلسله سلولهایی به شکل میله که راس آنها دو به دو و مجاور هم قرار دارد، تشکیل می‌شود. بدین طریق مجرایی با مقطع مثلثی شکل رامحدود می‌سازد که به تونل کورتی معروف است.


شروع پیدایش حس شنوایی

یک سر میله روی غشا بازیلر تکیه داشته و سر دیگر آنآزاد است. لذا هر میله می‌تواند در داخل آندولنف (مایع مجرای حلزونی) حرکت آزادداشته باشد. روی دو طرف تونل کورتی سلولهای مژه‌دار شنوایی قرار دارند که انشعابات نهاییعصب شنوایی به آنها منتهی می‌گردد، و می‌توان شروع حس شنوایی را از این ناحیه دانست.

 

img/daneshnameh_up/9/90/ear.3.JPG

 

 

 

 

 

بیماریهای گوش

 

 

 

بخش اصلی گوش در دروناستخوان گیجگاهی قرار دارد و محافظت می‌شود. گوش میانی که به خارج و نیز به حلق راهدارد، ممکن است دچار عفونت شود. ترشحات موم مانند مجرای شنوایی ممکن است خشک و محکمشده و روی پرده صماخ را بپوشاند و در کار شنیدن اختلال ایجاد کند.

 

 

 

عفونت گوش میانی

 

 

 

به هنگام عفونت لوزه‌ها ، گلو یا بینیمیکروبهامی‌توانند از طریق شیپور استاش بهگوش میانی راه یابند و باعث عفونت این قسمت شوند. این عفونت اوتیت نام دارد و درکودکان بیشتر است. زیرا در آنها مجرای استاش کوتاه ، مستقیم و نسبتا گشاد است. بیماریهای عفونی ماننداوریون،سرخک،مخملکوسرما خوردگیو گلو درد چرکی همگی می‌توانندموجب عفونت گوش میانی شوند.

 

 

 

 

 

 

سمعک

سمعک بوسیله ای گفته میشود که صداها را تقویت نموده ، به راحتی برای فرد قابل شنیدن و درک میکند و سبب جبران کاهش شنوایی میشود . شکل سمعک ها مختلف می باشد که عبارتند ا ز:داخل گوشی ( نامرئی . مینی کانال ، کانال و کونکا یا شل ) پشت گوشی عینکی و سمعکهای قابل کاشت در گوش

 

 

برچسب: کم شنوایی دلیلی بر عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان

 

بسیاری از کم شنوایی‌ها که تا مدرسه، شناخته نشده‌اند، می‌توانند دلیلی بر عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان نسبت به سایر همکلاسی‌هایشان باشند. این افراد اغلب وضعیت درسی مطلوبی ندارند و به عنوان افراد بی‌توجه و یا حتی دارای مشکلات ذهنی برچسب زده می‌شوند.

 

عوارض و بیماری‌هایی مانند اوریون و اوتیت‌های گوش میانی می‌تواند مشکلات جدی در تحصیل دانش‌آموز فراهم نماید و یا حتی دانش آموزانی پیدا می‌شوند که مشکلات گفتار و زبان دارند اما منشا این مشکل شنوایی آنان است که در صورت تشخیص، اقدامات درمانی یا توان بخشی در رفع مشکل آنان موثر خواهد بود. اگر مشکلات شنوایی در سنین کودکی تشخیص داده شود علاوه بر تاثیر مثبت بر گفتار و زبان، بروز عوارض سوء عاطفی روانی کم شنوایی را نیز از بین خواهد برد. به علاوه تشخیص زودرس از هزینه‌های سنگین توان بخشی شنوایی در سال‌های آتی خواهد کاست.

 

دانش آموزانی که یکی از شاخص‌های پانزده‌گانه زیر را نشان دهند در معرض خطر کم شنوایی قرار دارند و انجام آزمایش‌های شنوایی برای آنها ضرورت دارد:

1- دانش آموزانی که مشکل گفتاری دارند.

2- دانش آموزانی که مشکلات رفتاری و عاطفی روانی دارند.

3- دانش آموزانی که در خانواده ایشان فرد کم شنوا وجود دارد.

4- دانش آموزانی که در آزمون‌های بیماریابی قبلی مشکوک به کم شنوایی شناخته شده‌اند.

5- دانش آموزانی که در معرض صداهای مخاطره آمیز برای شنوایی قرار گرفته‌اند.

6- دانش آموزانی که علایمی از نشانگان ژنتیکی همراه به کم شنوایی را دارند.

7- دانش آموزانی که دچار عفونت‌های ویروسی مانند اوریون و سرخک شده‌اند.

8- دانش آموزانی که ضربه به سر آنها منجر به بیهوشی یا شکستگی جمجمه شده است.

9- دانش آموزانی که بعد از یک بیماری جدی به مدرسه مراجعه کرده‌اند.

10- دانش آموزانی که افت تحصیلی داشته‌اند.

11- دانش آموزانی که از داروهای سمی برای گوش استفاده کرده‌اند.

12- دانش اموزانی که دچارعفونت‌های مزمن گوش میانی شده‌اند.

13- دانش آموزانی که از گوش درد شکایت داشته‌اند.

14- دانش آموزان که از کم شنوایی خود شکایت داشته‌اند.

15- دانش آموزانی که نیاز به دیدن صورت دیگران در هنگام گوش کردن دارند.

کم شنوایی, کم شنوایی دلیلی بر عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان, عوارض و بیماری‌هایی مانند اوریون و اوتیت‌های گوش میانی از عوامل کم شنوایی, مشکلات شنوایی در سنین کودکیکم شنوایی, کم شنوایی دلیلی بر عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان, عوارض و بیماری‌هایی مانند اوریون و اوتیت‌های گوش میانی از عوامل کم شنوایی, مشکلات شنوایی در سنین کودکی

 

 

منابع :

ویکی پدیا

دانشنامه رشد

بیمارستان فوق تخصصی چشم پزشکی نور

http://hospital.noorvision.com/default.aspx

http://salam98.ir/

http://www.dr-naderi.com/main/main.aspx?id=1

 

 

 

  

پایان مطلب

 سلامت و سرافراز باشید