با عرض سلام

 در کتاب فارسی خوانداری پنجم ، درس شانزدهم وقتی بوعلی کودک بود ، قسمت پایانی درس ص 125  دو بیت شعر از آقای عباس شهری آمده است . من هرچقدر دنبال بقیه ی این شعر گشتم پیدا نکردم . استاد شهری چندین شعر سروده اند که در کتاب های درسی آمده است . دوستان و عزیزان اگر مطلبی در مورد این شاعر دارند خوشحال می شوم که در اختیار بنده بگذارند . من هم به نام کسی که ارسال کرده در وبلاگ قرار می دهم .

  

علم نگر ره به کجا می برد                    تا کره ی ماه تو را می برد

 هر کسی از علم و هنر سود برد            راه به سرمنزل مقصود برد

 


استاد عباس شهری شاعر نامی شهرستانک

 

استاد شهری، شاعر نامی معاصر که با شاعرانی همچون شهریار، ملک الشعرای بهار و اعتصامی، همدوره بوده و آثار زیادی از خود برجای گذاشته و گفته می شود آنقدر شهرت داشته که پاکستانی ها همزمان با آیین تجلیل از "اقبال لاهوری" شاعر پرآوازه این کشور به خاطر نوشتن کتاب "علی نامه"، از وی نیز تجلیل می کنند.

 علاوه براین بسیاری از اشعار وی در کتابهای درسی در گذشته چاپ شده که قطعه شعر "علم نگر تا به کجا می رود، تا کره ماه تو را می برد" در کتاب پایه چهارم ابتدایی از آن جمله است.

 استاد شهری فرزند اسماعیل در سال ۱۲۸۶هجری خورشیدی در شهرستانک متولد شد و در سال ۱۳۶۹نیز بدرود حیات گفت. استاد شهری به سادگی و روانی کلام شهره بود و کنابهای "نتیجه سوء ازدواج" و "نماز" از جمله آثار اوست و گفته می شود وی تذکره منظومی در احوال شعرای زمان خود نیز تالیف کرده است.

 این شاعر گرچه در رشته کشاورزی در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران تحصیل کرده است اما استعداد ذاتی ادبی وی، توانایی سرودن شعر را نیز به او بخشیده بود و سرودن مثنویهای اخلاقی و اجتماعی از ویژگیهای او به شمار می رود. با این حال نام استاد "شهری" کمتر در محافل ادبی شناخته شده است و با وجود اینکه می تواند به عنوان یکی از مفاخر شهر کرج مورد توجه قرار گیرد، اقدام مناسبی برای شناساندن این شاعر نامی صورت نگرفته است. شاید درج شعری از استاد "عباس شهری" در پایان این گزارش بتواند گوشه ای از قریحه عرفانی و ادبی این شاعر گراتمایه را آشکار سازد.

 

بجز از علی نباشد ...

 

بجز از علی نباشد، بجهان گره گشایی

 طلب مدد از او کن، چو رسد غم و بلایی

 چو بکار خویش مانی، در رحمت علی زن

 بجز او به زخم دلها، ننهند کسی دوایی

 بشناختم خدا را ، که شناختم علی را

 به خدا نبرده ایی پی، اگر از علی جدایی

 نظری به لطف و رحمت، به من شکسته دل کن

 که تو یاره دردمندی، که تو یاره بینوایی

 ز ولای او بزن دم، که رها شوی ز هر غم

 سر کوی او مکان کن، بنگر که در کجایی

 همه عمر همچو شهری، طلب مدد از او کن

 که بجز علی، نباشد به جهان گره گشایی

  

 منبع: سایت فرمانداری کرج

 

  

شعری دیگر از عباس شهری که در فارسی پایه چهارم آمده است

 

علم و هنر :

 

کودکی گفت: من چه کار کنم

  تا به آن کار افتخار کنم؟

  گفتمش: علم و معرفت آموز

  تا شب محنت تو گردد روز

  علم باشد دوای هر رنجی

  علم باشد کلید هر گنجی

  گیرمت در جهان بسی باشی

  علم آموز تا کسی باشی

  آدمی را اگر هنر باشد

  به که تا مال و سیم و زر باشد

  هر کسی زنده است روزی چند

  تا ابد زنده است دانشمند

 

  

پایان مطلب

 موفق و سرافراز باشید