آرامش

آرامش” در لغت به معنی حالتی نفسانی همراه با آسودگی و ثبات و نیز به معنای آرامش و سکون می‌باشد و در اصطلاح اسم مصدر از آرمیدن است، و در برابر اضطراب و دلهره به کار می‌رود و به حالت نفسانی و صفت روانی و قلبی خاص (آسودگی خاطر، ثبات و طمأنینه ) گفته می‌شود. آرامش در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است که بعد اجتماعی آن را می‌توان امنیت نامید.

 

 

 

به ادامه مطلب بروید


آرامش چیست؟

آرامش، عبارت است از حالت اطمینان ، به طورى که در برابر رویدادهاى مختلف زندگى و حوادث ناگوار و شرایط سخت، متزلزل نشود و بتواند با خونسردى در فضاى روانى امن و آرامى با مشکلات روبه‏رو شود و راه حلّ مناسب و منطقى را بیابد و با بروز رفتار انطباقى متناسب، سازگارى لازم را کسب نموده، از این طریق، کارآمدى خود را در شرایط مختلف تأمین کند.

 

نظر اسلام در مورد آرامش

 از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقتی و دست یافتنی است. در متون دینی ما راه های به دست آوردن آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است. علاوه بر این مطالعه زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند، می تواند ما را به این واقعیت رهنمون سازد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم.

 

© ذکر و یاد خدا: در قرآن آمده است: همانا با یاد خدا قلب ها آرام می شود . «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»

 

©  اگر انسان واقعا با تمام وجودش باور داشته باشد که هیچ دگرگونی و قدرتی در عالم نیست مگر این که وابسته به خداوند  بزرگ است و آن گاه با زبان بگوید: «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم»، دیگر دغدغه و اضطرابی ندارد. رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: ذکر «لاحول ولا قوة الا بالله» شفای از 99 درد است که کمترین آن دردها، غم و غصه است

 

©  توکل به خدا: توکل یعنی این که انسان وظیفه خود را در حد توانایی انجام داده و نتیجه کارها را به خداوند واگذار نماید. قرآن مجید می فرماید: "کسی که بر خدا توکل کند خداوند او را کفایت می کند . طلاق، 3؛ «ومن یتوکل علی الله فهو حسبه».

 

©  رضایت به خواست الاهی: اگر انسان باور داشته باشد که خداوند متعال همیشه خیر خواه بندگان خود است و به خواست الاهی گردن نهد هیچ دغدغه ای نخواهد داشت.

 

©  ارتباط و اطاعت از اولیای الاهی: خداوند به پیامبرش می فرماید: "نگامی که از مردم خمس و زکات دریافت می کنی بر آنها درود بفرست؛ زیرا که صلوات تو بر آنها، مایه آرامش آنها است".توبه، 103. .«ان صلوتک سکن لهم».

 

©   ازدواج با همسر مومن و صالح: قرآن می فرماید: "یکی از نشانه ها و آیات الاهی این است که برای شما از جنس خودتان همسرهایی آفرید تا با او به سکونت و آرامش برسید".روم، 2.

 

©   استراحت در شب: خداوند در قرآن می فرماید: "او همان کسی است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرام شوید".یونس، 67. «هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه».

 

©   خوردن غذای سالم و طبیعی: در روایات وارد شده است که خوردن انگور سیاه، غم و غصه را از بین می برد.

 

©   پاکیزگی و نظافت: در روایات زیادی آمده است که: شستن لباس و شستن سر و... باعث از بین رفتن غم و غصه می شود. اینها بعضی از عوامل ایجاد آرامش است که در روایات و آیات مطرح شده است.

 

 از طرف دیگر، اگر انسان از چیزهایی که مانع آرامش است و برای انسان پریشانی خاطر می آورد دوری کند، زمینه رسیدن به حالت طمأنینه و آرامش را فراهم ساخته است. بعضی از عوامل از بین رفتن آرامش که در روایات بدان ها اشاره شده است عبارت اند از:

 

¾ دلبستگی به دنیا: پیامبر اکرم (ص) فرمود: "رغبت و علاقه به دنیا موجب غم و حزن انسان است و زهد و بی رغبتی به دنیا موجب راحتی قلب و بدن است".

 امام خمینی (ره) نیز با توجه به روایات به فرزندشان حاج سید احمد فرمودند: «... من آنچه ملاحظه کردم و مطالعه در حال قشرهای مختلف نمودم، به این نتیجه رسیده ام که قشرهای قدرتمند و ثروتمند، رنج های درونی و روانی و روحیشان از سایر اقشار بیشتر و آمال و آرزوهای زیادی که به آن نرسیده اند بسیار رنج آورتر و جگر خراش تر است... آنچه مایه نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دایمی خدای تعالی حاصل می شود».

 

¾طمع و چشم داشت به مال مردم: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "کسی که به مال دیگران طمع و چشم داشت، داشته باشد حزن و اندوهش طولانی خواهد شد".

 

¾  حسادت: امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: "غیر از حسود ظالمی را ندیدم که شبیه ترین کس به مظلوم باشد؛ زیرا دارای قلبی غصه دار و حزنی پیوسته است".

 

¾ شک و عدم رضایت: رسول خدا (ص) فرمودند: "مانا که خداوند با حکمت و فضلش، راحتی و شادی را در یقین و رضا قرار داده و غصه و ناراحتی را در شک و نارضایتی گذاشته است".

 

پس دست یابی به آرامش تنها یک شعار نیست، بلکه حقیقتی دست یافتنی و دارای راه های عملی بسیاری است که در متون دینی به وضوح بیان شده است.

 

نظر روان شناسان در مورد آرامش

 

گوردن آلپورت : یکی از نخستین روان شناسی بود که توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت . از نظر وی افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می کنند ،از قید و بندهای گذشته آزادند و از نیروهایی که آنها را هدایت می کنند کاملا آگاهند و می توانند برآنها چیره شوند

 

آلپورت : از دیدگاه آلپورت گسترش مفهوم خود ،ارتباط صمیمانه خود با دیگران ، امنیت عاطفی ، ادارک واقع بینانه ، مهارتها و وظایف ، عیینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی هفت معیار شخصیت سالم است.

 

فروم : فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ میداند . از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می کند . سلامت روان بیش از آنکه امری فردی باشد . مساله ای اجتماعی است . جامعه ناسالم در بین اعضای خود دشمنی بدگمانی بی اعتمادی میآفریند و مانع از رشد کامل آنها می گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضای خود امکان می دهد به یکدیگر عشق بورزند ،بارور، کارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارورو نیرومند سازند .

 

مازلو : ،توانایی گسترش روابط صیمیانه ،خلاقیت و برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی را ویژگی های شخصیت سالم می داند . به اعتقاد مزلو ویژگی دیگر افراد خود شکوفا ،‌ادراک صحیح از واقعیت عینی شناخت عینی از موضوعهاو اشخاص پیرامون خود به همانگونه که وجود دارد و تشخیص ریاکاری و نادرستی است .شخصیتهای نا سالم ،‌جهان را با قالب ذهنی خویش ادارک می کنند و می خواهند به زور آن را به شکل ترسها ، نیازها ،‌وارزشهای خود درآورند .

 

وین دایر : معتقد است که این اشخاص همه چیز زندگی را دوست دارند ،‌ازانجام هیچ کاری ناراحت نمیشوند .اوقات خود را با شکوه و شکایت ، یا این آرزو که اوضاع طوردیگری باشد ،‌تلف نمی کنند . نسبت به امور زندگی احساس شور و هیجان دارند .خواست و توقعشان از زندگی تاحدی است که دستیابی به آ‌ن برابیشا ن امکان داشته باشد . وقتی افراد دیگری نزدیک چنین افرادی هستند ،‌در وجود آنان هیچگونه ناله و شکایت یا حتی آههای افسوس بار نمی بینند . در مهمانی ها یا درتنهایی ، به سادگی به آنچه که در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم میکنند . تظاهر به لذت بردن نیم کنند . بلکه هر آنچه را که هست بطور خردمندانه میپذیرند و توانایی شگفت انگیز در لذت بردن ازواقعیات دارند . اگر لازم باشد که اوضاع و شرایطی عوض شود . سعی در تغییر آن می کنند و از این تلاش و کوشش لذت می برند . به راستی دوستدار زندگی هستند و تا حد امکان ازآن بهره میگیرند .

 

کارل راجرز : وی معتقد است شخص باید فقط بر تجربه ای که خود از جهان دارد متکی باشد چرا که این تجربه تنها واقعیتی است که هر فرد می تواند بشناسد .به اعتقاد وی ، ادراک آگاهانه از خویشتن و دنیای پیرامون است که شخص راهدایت می کند ، نه نیروی ناآگاهی که در اختیار و به فرمان او نیست . راجرز برای شخصیت سالم ازخود پنداری مثبت و سالم سخن به میان می آورد و پذیرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با دیگران ، زندگی کامل در زمان حال ،‌ادامه یادگیری چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افکار خود ، توانایی تصمیم گیری مستقل وخلاقیت را از خصایص شخص سالم برمی شمارد .

 

فرانکل : او معتقد است با آنکه در معرض شرایط بیرونی معینی هستیم که برزندگی ماتاثیر می گذارد با این حال در انتخاب واکنشهای خود نسبت به این اوضاع و شرایط آزاد هستیم . هرچه بتوانیم از خود فراتر رویم و خود را در راه چیزی یا کسی ایثار کنیم انسان تر می شویم . مجذوب شخص یا چیزی فراسوی خودشدن معیار نهایی رشد و پرورش شخصیت سالم است . به اعتقاد فرانکل جوهر وجود انسان را سه عامل معنویت ،آزادی و مسولیت تشکیل می دهند .

 

راز آرامش درون چیست؟ (جملات کلیدی )

 

راز آرامش درون در یاد خدا بودن و توکل داشتن به ذات پاک و مقدس پروردگار عالم هستی است .

 

راز آرامش درون خویشتن داری است، انرژی های خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.

 

راز آرامش درون در این است که هر کاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.

 

راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، ... گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

 

راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی، عاطفی ذهنی و معنوی.

 

راز آرامش درون در دل نبستن است، این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.

 

راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن. این را بدان که شادی در درون تو جای دارد و نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو.

 

راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.

 

راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی، اما می توانی خودت را تغییر دهی.

 

راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند پرهیز کن.

 

راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.

 

راز آرامش درون در یک زندگی ساده است، ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.

 

راز آرامش درون در یک زندگی سالم است، هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.

 

راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است.

 

راز آرامش درون در رفتار آزادانه است، رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.

 

راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.

 

راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است، این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.

 

راز آرامش درون در گله مند نبودن است، آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی است که پیش تر، تو به او بخشیده ای.

 

راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو می توانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.

 

راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه اینکه او را سرکوب کنی.

 

راز آرامش درون در تمرین اراده است، حتی اگر ذهنت به شدت با آن مخالف باشد.

 

راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.

 

راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خودت آنها را خوشحال کنی.

 

راز آرامش درون در این است که خیر و سلامت دیگران را خیر و سلامت خود بدانی.

 

راز آرامش درون در بی آزار بودن است، هرگز کسی را نرنجان.

راز آرامش درون، کار کردن در کنار دیگران است، نه در مقابل آنها.

 


 

یادمان باشد پیمانى راکه در طوفان با خدا مى بندیم

 در آرامش فراموش نکنیم . . .

 

   µ   µ   µ   µ

 

خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

 و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

 (کورش بزرگ)

 

   µ   µ   µ   µ

 

الهی دانایی ده که در راه نیفتم

 و بینایی ده که در چاه نیفتم

 الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم

 و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم . . .

 

µ   µ   µ   µ   µ

 

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟

 خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است

 این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد

 

 

داستانی در مورد آرامش

 

روزی روزگاری در زمانهای بسیار قدیم پادشاهی جایزه بسیار نفیسی درنظر گرفت برای  هنرمندی که بهترین تابلو راکه نشانگر آرامش باشد نقاشی کند.  هنرمندان زیادی در این مسابقه شرکت کردند ولی پادشاه فقط از 2 اثر خیلی خوشش آمد و آنها را از بقیه جدا کرد  تا در مورد بهتر بودن یکی از آنها تصمیم نهائی خودش را بگیرد.

 یکی از تابلوها تصویری بود از دریاچه ای بسیار آرام،  آنقدر آرام که تمام منظره کوهستان اطراف در آن مثل آینه منعکس بود.  روی دریاچه آسمان نیلی رنگ به تصویر کشیده شده بود با چند تکه ابر سفید. هرکس به این تابلو نگاه میکرد عقیده داشت که این اثر بسیار عالی و نمایانگر آرامش کامل است و حتما" برنده خواهد شد.

 تابلو دیگر هم نقاشی بود از کوهستان،  اما کوههای ناهموار و پر صخره و روی آنها آسمانی خشمگین که در آن بارش رگبار و رعد وبرق همه به تصویر کشیده شده بود، از بالای یکی از کوهها آبشاری خروشان رو به پائین و به دریا فرو میریخت.. این تابلو در دید  هیچ یک از تماشاگران آرامش بخش نبود و همه متعجب بودند که پادشاه به چه دلیل این تابلو را در کنار دیگری انتخاب کرده. پادشاه با مشاهده دقیق تابلو دوم از نزدیک،  متوجه شده بود که پشت آبشار روی بوته ای که داخل شکافی در صخره رشد کرده بود..پرنده مادری لانه کرده و با وجود ریزش آب خشمگین و کف آلود به پائین، پرنده همچنان  در لانه خود در کمال آرامش روی تخم هایش نشسته.

 پادشاه عاقبت تصویر دوم را انتخاب کرد و توضیح داد : معنی آرامش این نیست که در محلی باشید بدون هیچ سر و صدا و مشکل بدون اینکه محبور به انجام کار شاقی باشید .. بلکه آرامش واقعی آن چیزی است که در درون شماست که حتی با قرار گرفتن در مرکز و کانون مشکلات هنوز در قلب و وجود خود احساس آرامش کنید.

 

آرامش درون پایان مبارزه و درگیری روحی و روانی ما آدمها نیست ، بلکه این صفت و خصیصه ای است که در اندرون تعداد بسیار کمی از انسانهاست که همواره بدون در نظر گرفتن آنچه که اطراف آنان میگذرد، آماده کنار آمدن و مبارزه با ناملایمات زندگی می باشند .

 

  

منابع :

 

 

کتاب سرچشمه های آرامش در روان شناسی اسلامی . نویسنده: سید کبیرحسینی

 

کتاب آرامش روحی و روانی، نویسنده:  دکتر مهدی شمسایی

 

کتاب شصت نکته برای رسیدن به آرامش . نویسنده:  محمد مهدی حاجی پروانه

 

http://noskheh.org

 

http://akairan.com

 

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1882

 

http://aramesh-bahare.blogfa.com/post/ منبع جملات زیبا :   

منبع داستان : www.allcreatures.blogfa.com